تارنمای حسن روحانی از دیدار رئیسجمهوری پیشین ایران با اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه با او خبر داده و اینکه در این ملاقات گفته برای رئیسجمهوری و دولت بعد از خود ۵ یادگار برجای گذاشتیم.
رئیسجمهوری سابق، این ۵ فقره را چنین برشمرده است:
۱. ذخیره ارزی:
«در روزهای آخر دولت دوازدهم میلیاردها دلار اسکناس در بانک مرکزی موجود بود که میشد وارد بازار کنیم تا قیمت دلار را به ۱۵ هزار تومان برسانیم، اما برای دولت بعد گذاشتیم که در شرایط سخت از آن استفاده کند. هیچ دولتی در تاریخ برای دولت بعد چنین مبلغ هنگفتی باقی نگذاشته است.»
۲. برجام آماده برای احیا و عملیاتی شدن:
«تمام بندهای احیای برجام آماده بود. در اسفند ۹۹ یا ۲۱ فروردین ۱۴۰۰ میشد برجام اجرایی و عملیاتی شود.»
۳. تامین کالاهای اساسی:
«طبق مجوز جلسه سران سه قوه کالاهای اساسی را خریداری کردیم. مسئولان کنونی از طرفی میگویند ذخایر ارزی نبود و از طرفی میگویند دولت قبل همه ذخایر را خرج خرید کالاهای اساسی کرده بود. استدلال ما این بود که اول سال خریداری شود بهتر است چون نیمه سال گران میشود، پس کالاهای اساسی مورد نیاز را برای ماههای اول دولت قبل خریدیم.»
۴. خرید میلیونها دُز واکسن کرونا:
«واکسن کرونا را هم به قدری خریدیم که من همان موقع گفتم دولت بعد وظیفه دارد فقط آن را تزریق کند.»
۵. طرحهای ملی و استانی آماده افتتاح و بالای ۹۰ درصد تکمیلشده:
«مسئله ما این دولت و آن دولت نبود، مسئله ما مردم بود. بعضی طرحها مانند بیمارستان هزار تختخوابی و تونل سد کانیسیب برای دریاچه ارومیه را که چند ماه تا تکمیل وقت نیاز داشت برای افتتاح در دولت بعد باقی گذاشتیم ولی همین طرحها هم بعد از یک و نیم یا دو سال بعد افتتاح شد و برخی از طرحها هنوز افتتاح نشدهاند. امیدواریم اینگونه طرحها که در انتظار تکمیل و پیشرفت است جهت رفاه مردم و بهبود زندگی آنها هرچه زودتر به بهرهبرداری برسد.»
ابراهیم رئیسی البته روایت دیگری دارد و هرچند هنوز واکنش نشان نداده اما طی دو سال و دو ماهی که از عمر دولت او میگذرد بارها گفته است دولت قبل در ماه پایانی برای پرداخت حقوق کارکنان دچار مشکل بود (هرچند توضیح نداده عصای معجزهآسایی که در چند روز حقوق کارکنان دولت را تامین کرده چرا در دو سال و دو ماه بعد که زمام کار را کاملا در دست گرفتهاند اعجازی نشان نداده و اژدهای تورم را از پا نینداخته تا همچنان قدرت خرید مردم را نبلعد؟)
درباره برجام هم رئیسجمهوری فعلی نه تنها آن را یادگار نمیداند که اگر رودربایستی نداشت چه بسا از آن به مثابه میراث شوم هم یاد میکرد بلکه از گره نزدن برجام به اقتصاد به عنوان یک دستاورد یاد کرده است. البته از حجم حملات به برجام بعد از انقضای تحریم تسلیحاتی به موجب برجام از ۱۸ مهر کاسته شده است و اگرچه در مذمت درخت میگویند اما میوه آن را میچینند.
ذخیره کالاهای اساسی را هم قبول ندارد و به دولت خود نسبت میدهد منتها ترجیح داده در این مورد توضیح بیشتری ارائه نکند.
واردات واکسن کرونا کوتاهزمانی بعد از استقرار را نیز رئیسجمهوری فعلی بارها به دولت خود نسبت داده و در زمره افتخارات دولت مردمی و مدیریت جهادی برشمرده و متقابلا کارشناسان پرسیدهاند چگونه ممکن است بدون پیشزمینه قبلی چنین امکانی فراهم آمده باشد؟ ضمن اینکه تزریق واکسن وارداتی از اردیبهشت ۱۴۰۰ آغاز شده بود. جدای اینها یادآوری میکنند آنان در مقام منتقد دولت قبل بیش از واردات از تولید در داخل سخن میگفتند و اتکا به آن را کافی میدانستند.
رئیسجمهوری پیشین البته دور کردن شبح جنگ را به خود نسبت نداده و بیشتر به ستایش نقش رهبری پرداخته و در عین حال درباره وضعیت کنونی گفته است:
«شبح جنگ بیش از هر زمانی بر منطقه سایه افکنده است. روزها و هفتهها و ماههای آینده برای ایران و کل منطقه بسیار سرنوشتساز است و باید هوشیار باشیم تا سایه جنگ به طور کامل از کشور دور شود. بعد از دفاع مقدس هشتساله، حداقل چند بار، با تدبیر و تصمیم رهبری سایه شوم جنگ از سر کشور دور شد.
- روزی که پهپاد آمریکایی در خلیجفارس هدف قرار گرفت، آمریکاییها ما را تهدید کردند، پیامهای مختلفی مبادله شد و به طور حسابشده جلوی جنگ گرفته شد. بار دوم پس از حمله به آرامکو بود که آمریکاییها ما را متهم کردند. مورد سوم بعد از شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی بود که باید به آن جنایت بزرگ آمریکا پاسخ میدادیم. آنها میگفتند اگر به نیروهای ما حمله کنید ما ۵۲ نقطه ایران را مورد حمله قرار میدهیم. اما ما عینالاسد را هدف گرفتیم که طرحی برنامهریزیشده بود. در مجموع ما توانستیم در سه مرحله از جنگ با آمریکا در دوره ترامپ عبور کنیم.
- سخنرانی رهبری چند روز پس از آغاز جنگ اخیر غزه هم جنگ را از کشور دور کرد. همانطور که پس از جنگ اوکراین در یک سخنرانی، پای ایران را از مهلکه کنار کشیدند.»
جدای این موارد موضع انتخاباتی حسن روحانی هم قابل توجه است:
- کشور متعلق به اقلیت خاصی نیست که تصور شود نیازی به حضور و مشارکت ما نیست یا چون ممکن است رد صلاحیت کنند تکلیف از ما ساقط است.
- اینکه فعالان سیاسی در انتخابات شرکت کنند یا نکنند، تصمیم آنهاست اما در این قدم اول که عدهای از اعضای حزب اعتدال و توسعه در انتخابات مجلس، پیشثبتنام کردهاند نشان میدهد وظیفهای احساس کردهاند. البته تا امروز نشانهای برای برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی ندیدهایم.
حسن روحانی رئیسجمهوری سابق را اما با طعنههای او میشناسیم که اگرچه بعد از خروج ترامپ از برجام و تشدید مشکلات اقتصادی و تغییر اولویتها از آن کاست اما از خاطرهها نرفته و در واکنش به انتساب هر مشکل به دولت قبل در این دو سال گفته است: «نفرتپراکنی و کینهتوزی از یکدیگر در جریان است. حرفهای برخی مسئولان را بینید چقدر بیپایه است، اگر فردا ترافیک تهران سنگین شود یا بنزین آلوده هوا را ناسالم کند میگویند مقصر دولت قبل است.»
باید منتظر بود و واکنش رئیسجمهوری به اظهارات سَلَف خود را دید و شنید، هرچند که قابل حدس است یا به خاطر مسائل و مصائب منطقه به آن نپردازد یا به غلظت قبل نباشد یا تکرار گفتههای پیشین باشد: (۷۰۰ کشته در روزهای اوج کرونا و خالی بودن صندوق پرداخت حقوق کارکنان و گره زدن برجام به اقتصاد و واقعی نبودن شبح جنگ).
مبنای قضاوت شهروندان البته قدرت خرید و قیمت دلار است و درباره هر دولت چه اصلاحطلب از جنس دولت خاتمی، چه اصولگرا از جنس دولت احمدینژاد و رئیسی و چه اعتدالگرا از جنس دولت حسن روحانی با یک متر مشخص داوری میکنند: اینکه دلار را با چه قیمتی تحویل گرفته و با چه قیمتی تحویل داده است. یعنی مشخصه داوری درباره هر دولت نرخ دلار است که هرچه بالاتر رفته اگرچه در دستمزدها هم تغییراتی داده شده اما به نسبت آن حقوق و دستمزدها افزایش نیافته است.
از این رو هرچه از عمر دولت رئیسی گذشته و قیمت دلار بالا رفته داوری افکار عمومی بیش از هر مولفه دیگر متاثر از آن است و البته خود رئیسجمهور هم این را نیک میداند کمااینکه در یک گزارش تلویزیونی گفت تا قبل از اعتراضات ۱۴۰۱ دلار نهایتا دو تومان بالا رفته بود و بعد از آن به خاطر حوادث پاییز ۱۴۰۱ ناگهان تصاعدی شد. در هفتههای اخیر هم بیم افزایش بیشتر در پی جنگ غزه بود که دولت را واداشت دلار به بازار تزریق و مدام تاکید کنند ایران درگیر جنگ نخواهد شد.