محمود واعظی خرداد سال ۱۳۳۱ در خیابانی در جنوب تهران به دنیا آمد و در سال ۱۳۵۰ برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در سال ۱۳۵۵ مدرک کارشناسی مهندسی برق را از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در ساکرامنتو گرفت و برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات به دانشگاه ایالتی سنخوزه رفت. او در دولت دوازدهم ریاست دفتر حسن روحانی رئیسجمهور وقت را برعهده داشت و سرپرست نهاد ریاستجمهوری هم بود. این سیاستمدار اعتدالگرا در دولت یازدهم نیز سکاندار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بود. واعظی دهه ۶۰ معاون وزیر خارجه بود و اوایل انقلاب اسلامی هم سکان شرکت مخابرات را برعهده داشت. واعظی این روزها مسئولیت سیاسی حزب اعتدال و توسعه را بر عهده گرفته و به نوعی عهدهدار خط و ربطهای سیاسی جریان اعتدالی در کشور است. با او به گفتوگو نشستیم و درباره موضوعات مختلف مثل تحلیل انتخابات اخیر، نحوه اداره کشور در زمان روحانی و دولت فعلی و دلایل شکست نوبخت و باهنر و... نظر او را جویا شدیم.
متن کامل این مصاحبه به شرح ذیل است:
به عنوان سؤال اول فضای فعلی سیاست در ایران را چگونه تحلیل میکنید؟
با وضعیت مناسبی در کشور مواجه نیستیم. ایران با این جمعیت، با مردم فهیمی که دارد بهویژه جوانان نباید این مقدار مشکلات داشته باشد. مشکلات با تدبیر مسئولین و حمایت مردم مرتفع میشود. از سال ۹۸ مشارکت در انتخابات مجلس و ریاستجمهوری کاهش یافت و این ریزش رفتهرفته دارد به یک رویه تبدیل میشود، یعنی خیلی برایشان مهم نیست که آیا مثلا ۴۰ درصد رأی بدهند یا ۳۰ درصد رأی بدهند. مهم این است که نتیجه انتخابات به نفع یک جناح سیاسی باشد و نظرسنجیها نگرانکننده است. مقام معظم رهبری هم دیدیم که راجع به مشارکت تأکید کردند. خب اتفاق مورد نظر و مطلوب نیفتاد. این خودش یک سؤال است. این سؤال فقط برای من نیست، این سؤال برای همه ما است. یعنی همه ما که دل در گرو ارتقاء این نظام و صیانت از دستاوردهای امام داریم، بدون حمایت و مشارکت اکثریت مردم موفق نخواهیم شد. ما نمیتوانیم حلقه کارگزاران نظام را دائماً محدود کنیم و در انتخابات از اول به دنبال نتیجه مطمئن باشیم و مشارکت کماهمیت شود.
به نظرتان چه چیزی آن حلقه کارگزاران را دارد کم میکند؟
به نظر من لازم است حکمرانی اصلاح شود. در دنیا تحولات بسیار بزرگی در ۴۵ سال گذشته صورت گرفته است. از تکنولوژی گرفته تا تحول در نظام بینالملل، در منطقه تحولات زیادی اتفاق افتاده، بین مردم ما و جوانان ما تحولات اساسی رخ داده است. فلذا ما باید با تحولات و مطالبات مردم سیاستهایمان را اصلاح کنیم. همزمان هم باید اسلام، ایران و اصول حفظ شود. ولی این که شرایطی پیش آوریم تا یکی پس از دیگری افراد موثر و دلسوز از قطار انقلاب پیاده شوند، آن هم صرفاً با برچسبزنی ناصواب و خلاف واقع، آیا همچین اتفاقی درست است؟
شفاف بفرمایید، حکمرانی خیلی کلی است.
اتفاقاً خیلی روشن است. این که متأسفانه به گونهای رفتار شده که اولاً سیاستهای اتخاذی جواب ندهد و ثانیاً مردم اقدامات انجامشده را نپذیرند و امیدشان به آینده خود و کشور کم شود.
پروژههای زیرساختی برای توسعه کشور لازم است
یعنی خروجی مدیریت در حوزه اقتصاد و سیاست؟!
ببینید تمام نقدهایی که جناب آقای رئیسی در زمان انتخابات علیه دولت آقای روحانی طرح میکرد، با شدت خیلی بیشتر به خودشان وارد است و شرایط چندین برابر بدتر شده است؛ از قیمتها گرفته تا شرایط اجتماعی. اینکه ایرنا و ایران و کیهان و غیره بنویسند همه چیز خوب است که مردم قبول نمیکنند. در دولت قبل که پروژههای بزرگ را افتتاح میکردیم، میگفتیم، تا زمانی که سفره مردم درست نشود و به واسطه سیاستهای اتخاذی مردم را به آینده امیدوار نکنیم افتتاح پروژهای که بر زندگی مردم اثر نگذارد، نمیتواند شرایط را عوض کند. هرچند پروژههای زیرساختی برای توسعه کشور لازم است.
روحانی مشکلات را به دولت قبل ارجاع نمیداد
یک نکتهای که شاید بشود گفت این است که خود آقای روحانی تا سالهای آخرش کلیدواژه آواربرداری و آوار و خرابیهای دولت قبل را مطرح میکرد!
من نمیدانم، شاید گیرنده شما با ما فرق میکرد (خنده)، اتفاقاً از اول شروع به کار دولت یازدهم یعنی سال ۹۲ جلسهای داشتیم و قرارمان بر این شد که آقای احمدینژاد، خوب یا بد، ما به هیچ عنوان کارمان را به اقدامات دولت نهم و دهم گره نزنیم و خودمان شروع کنیم برنامهریزی کردن و کار کردن. قرار نیست هر دولتی که بر سر کار میآید ضعفهای خود را به دولت قبل ارجاع دهد. مگر دولتها از کجا آمدهاند؟ قبلی هم از بطن همین کشور بوده و حالا ممکن است یکی هم گفته باشد. میخواهم تأکید کنم سیاست دولت آقای روحانی این نبود که همه موانع و مشکلات را ارجاع بدهد به دولت قبلی.
وضعیت فعلی کشور را شما چقدر سهم میدهید به دولت آقای رئیسی و چقدر سهم میدهید به دولت خودتان یا قبلتر؟
اینکه بخواهیم بدین شکل سهم بدهیم درست نیست. وقتی که مردم امیدشان نسبت به آینده کمتر میشود، این خودش را در انتخابات نشان میدهد. ضروری است دولتها برای افزایش امید نسبت به شرایط زندگی و رفاه مردم بیشتر توجه کرده و اصلاحاتی انجام دهند. دولتها هر یک به نوعی در ریزش و رویش پایگاه اجتماعی، نقش داشتند. در حال حاضر، در خانواده خودتان نظاره کنید که در وضعیت اقتصادی و معیشتی چه اتفاقی افتاده؟ قیمت کالاها در ۳۰ ماه گذشته چند برابر شده است. ما اعتقاد داشتیم که تا وقتی دولت پشتوانه ارزی برای واردات کالاهای اساسی مورد نیاز نداشته باشد، ارز ۴۲۰۰ تومانی حذف نشود. این موضوع به آقای رئیسی گفته شد که اگر شما ارز ۴۲۰۰ تومانی را حذف کنید، همه کالاها و خدمات گران خواهد شد. وقتی طبقه متوسط و متوسط رو به پایین ارزاقشان به یکباره گران میشود ضربه شدیدی متحمل میشوند. این یک نمونه از سیاستهای اتخاذی این دولت بود. نتیجهاش آن گرانی شد که تمام افراد، از صدر تا ذیل به آن پرداختند و تذکر دادند.
چقدر دولت خودتان را موفق میدانید؟
چه مواردی مد نظر شماست؟
در کارکرد، عملکرد و خروجی دولت.
اگر بخواهیم سه سال اول دولت یازدهم را با سه سال اول آقای رئیسی مقایسه کنیم، به هر طریق و از هر منظری که مقایسه کنید میبینید که آن زمان بهتر بوده است. با هر روشی که مقایسه کنید. قاطعانه میگویم.
آن دوره یک جملهای معروف بود که آقای واعظی رئیسجمهور اصلی است. این را شنیده بودید؟
این مطالب در اتاقهای فکر مخالفین دولت بوده (خنده) این گفتهها خلاف واقع است.
آقای روحانی نسبت به آقایان طیبنیا، زنگنه و نعمتزاده مطمئن بودند
واقعاً چقدر آقای روحانی به اختیاراتی که مثلاً به نزدیکانشان تفویض میکردند، قائل بودند و این کار را انجام میدادند؟
من راجع به خودم نمیگویم، راجع به آقای نعمتزاده، آقای زنگنه آقای طیبنیا و سایرین صحبت میکنم. آقای روحانی به وزرایی که مطمئن بودند توانایی اجرای سیاستهایشان را دارند، بسیار میدان میدادند.
شما هم مشمول همین عقیده شده بودید.
من نمیخواهم که راجع به خودم صحبت کنم. من وزیر بودم. وزیر یک وزارتخانهای بودم که وقتی سال ۹۲ مسئولیتش را برعهده گرفتم، آقای احمدینژاد بخشهایی از آن را واگذار کرده بود و میخواست با وزارت راه و شهرسازی ادغامش کند و مجلس آخر کار جلوی این اقدام غلط را گرفت. لذا آقای روحانی به من گفتند که این وزارتخانه در آستانه منحل شدن است و علنی هم بود، یعنی این تزلزل تشکیلات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مسئلهای نبود که مثلا من رفتم و چون وزیر آنجا شدم کشف بکنم، همه میدانستند. در سال ۹۲ در خود وزارتخانه همه ناامید بودند از اینکه به اینجا توجه نمیکنند، میخواهند ما را با دستگاهی که مأموریت دیگری دارد ادغام کنند و... کارکنان این وزارتخانه برای خودشان از نظر تکنولوژیک و فناوری جایگاهی قائل بودند. بالاخره بعد از گذشت چند ماه، موانع و مشکلات حل شد و نهایتاً با همت همکاران گرانقدرم، وزارتخانه عملکرد قابل دفاعی داشت و همین اتفاقی که در فضای مجازی افتاد، همین اتفاقی که در موبایلهایتان افتاد، نسل ۳، نسل ۴، زیرساختها، دولت الکترونیک، خدماتی که داده میشود، استارتآپهایی که ایجاد شد، همکاریهای خوبی که با دانشگاههای سراسر کشور کردیم و نهایتاً یک حوزه جدید متولد شد.
بارها هم آقای روحانی و من در ریاستجمهوری شب را گذراندیم
خب ترجیح بنده و دوستانم بر این بود که بایستیم و اقداماتی را که شروع کرده بودیم تا آخر دوره دوم هم ادامه بدهیم چون مطمئن بودیم میتواند خیلی مفید باشد. در بسیاری از کشورها توسعه فناوری ارتباطات در خدمت توسعه اقتصادی قرار داشت. اما آقای دکتر روحانی در دولت دوازدهم میخواستند که در ریاستجمهوری به دولت و مردم خدمت کنم.
غیر از این تفویض سنگین اختیارات یک مسئله دیگر هم درباره آقای روحانی مطرح بود و آن هم ساعت حضور و کار ایشان بود. آقای روحانی واقعا چند ساعت کار میکردند؟
این از آن حرفهای خیلی عجیب است. نه آقای روحانی بلکه هیچ رئیسجمهوری نمیتواند آن جوری که شما در ذهنتان هست در ایرانِ با این حجم از مشکلات، رئیسجمهور باشد. آقای روحانی صبح که نماز میخواند به سر کار میآمد و شب هم ساعت ۱۱- ۱۲ کَمِ کَمِ دو کارتابل پر از نامه را به دفتر ایشان میفرستادم. خودم که معمولاً ساعت هفت و نیم صبح به دفتر میرسیدم، تا یک خبر میخواندم و روزنامهها را نگاهی میکردم، آقای روحانی حدود ساعت ۸ کارتابلهایی که شب قبل فرستاده بودم را دستور میدادند. یعنی این روال بود و مرتب انجام میشد. حالا حتماً در خبرهای مختلف خواندید و شنیدید که ما مکرراً در هفته چند روز جلساتی داشتیم، که در کمترین حالت ساعت ۹ شب تمام شده. بارها هم آقای روحانی و من در ریاستجمهوری شب را گذراندیم. ولی بحث این نیست. مردم از ما این حجم کار فشرده را نمیخواهند. به همین دلیل هم هرچه که این شایعات را پخش کردند هیچ اثری نکرد. مردم از ما کار میخواهند، مردم از ما میخواهند که زندگیشان درست و مطلوب بچرخد. مردم از ما میخواهند که حرفشان را بشنویم و عمل کنیم. مردم از ما میخواهند که به وعدههایمان عمل کنیم.
برآورد خودتان از میزان مقبولیت دولتتان بعد از دوره مسئولیت چقدر است؟
به نظر من بهتر شده و این نتیجه عملکرد آقای رئیسی و دولتش بوده است. حدود ۷۰ درصد مردم از رفتار دولت به واسطه اتخاذ برخی سیاستها، گرانیها، مسائل اقتصادی، داخلی، خارجی ناراحتاند. در یک چنین فضایی که قاعدتاً مردم عادی تفاوتی بین مسئولین قبل و فعلی قائل نیستند، میخواهم متذکر بشوم که مردم وقتی که عصبانیاند همه ما را یک جور میبینند. یک خاطرهای برایتان نقل کنم؛ زمانی که در ایام اربعین به کربلا رفته بودم همواره کسانی که بنده را میشناختند برخورد خوبی داشتند. یک فرد روحانی به من گفت که شما بانی وضع موجود هستید. گفتم که چرا؟ گفت شما اگر میماندید وضع مردم اینقدر پرمشکل نبود. اگر عنایت مردم نسبت به قبل بیشتر شده یکی عملکرد دولت سیزدهم بوده و دیگری ردصلاحیت آقای روحانی. تا قبل از ردصلاحیت آقای روحانی مردم میگفتند اینها همهشان یکیاند؛ این میرود و آن یکی میآید. خب در این قصه فهمیدند نه اینگونه نیست. فقط هم آقای روحانی نیست. آقای لاریجانی هم وقتی ردصلاحیت شد، محبوبیتش نسبت به قبل از ردصلاحیت بیشتر شد. خب یک سؤال مطرح میشود که چرا کسی را که شورای نگهبان ردصلاحیت میکند، توجه مثبت مردم به او بیشتر میشود؟
اعتدال و توسعه حزبی نیست که با صندوق قهر کند
بعضی از چهرهها با اینکه تأیید صلاحیت هم شده بودند و برآورد خود ما هم این بود که شاید اینها محبوبیت داشته باشند و حداقل اگر تهران هم نباشند در شهر خودشان رأی میآورند، چه میشود که مردم به اینها اقبال نشان نمیدهند؟
ابتدا مقدمهای در رابطه با سؤالی که گفتید مطرح میکنم و بعد به سراغ پاسخ سؤال میروم، ببینید؛ ما ابتدا در دفتر سیاسی حزب اعتدال و توسعه در ارتباط با شرایط برگزاری انتخابات بحث کردیم. بر اساس نظرسنجیها برای ما روشن بود که اکثریت قابل توجهی از مردم به دلیل ناامیدی و شرایط اجتماعی در انتخابات شرکت نمیکنند و از انتخابات ۹۸ که یک انتخابات سردی بود مشارکت کمتر باشد و همانند دو انتخابات قبلی رقابت در یک جناح انجام شود. البته ما در تحلیل قبل از انتخابات این مقدار رأی باطله دادهشده را پیشبینی نکردیم و از طرف دیگر فکر نمیکردیم که غیر از تهران و چند شهر بزرگ، در شهرهای دیگر هم رأی باطله داده شود. بالاخره خود ما به عنوان افراد سیاسی که سالهای متمادی انتخابات مختلف برگزار کرده بودیم و در جمعمان افرادی که سابقه بسیار در زمینه نمایندگی داشتهاند هم بود. یک مقدار در ارتباط با آرای باطله پیشبینیمان غلط بود. ما فکر میکردیم که آن عده مردمی که به صندوق اعتقاد دارند بالاخره میآیند. ما بررسی کردیم و گفتیم که خب مشارکت مردم کم خواهد بود و از طرف دیگر رویهای که در شورای نگهبان جاری است این است که مثل سالهای ۹۸ و ۱۴۰۰ در تأیید صلاحیتها مقداری طرف یک جناح خاص را بگیرد، بر این اساس در حزب دو تفکر بود: البته ما حزبی نیستیم که با صندوق قهر کنیم یعنی ما اعتقاد داریم به اینکه اگر قرار بر این باشد که در کشور اصلاحات بشود، تغییر اساسی ایجاد شود یا اتفاق مثبتی بیفتد ضروری است از رهگذر دموکراتیک صندوق بگذرد. صندوق یعنی نظر مردم و حضرت امام و مقام معظم رهبری که همواره از ۵۷ تا کنون به آن تأکید کردهاند. در حزب ما یک تفکر معتقد بود، بیانیه بدهیم و مردم را دعوت کنیم به کاندیداهایی که تفکراتشان را قبول دارند رأی بدهند. یک گروه دیگر هم معتقد بودند که به هر حال یک حزب سیاسی نمیتواند با انتخاباتی به این مهمی یعنی انتخابات مجلس سرد یا فقط رفع تکلیفی برخورد بکند، باید حضور فعال داشته باشیم و کاندیداهای همفکر که تأیید صلاحیت میشوند را حمایت کنیم. هر دو گروه هم اعتقادشان بر این بود که اگر مشارکت کم است و شانس یک گروه خاص در شهرهای بزرگ بیشتر است برای اینکه چراغ انتخابات همواره روشن بماند قرار شد بر اساس تفکر دوم فعال شویم و با احزاب همسو رایزنی کنیم و با افرادی که میتوانند در مجلس مفید باشند و رجال مختلف صحبت کنیم که بروند و جهت کاندیداتوری اسم بنویسند.
البته در این بین یک اتفاقی هم افتاد که اتفاق غافلگیرانهای بود و به مشارکت و رقابتی شدن انتخابات مجلس ضربه زد؛ آن قانونی که بین مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص در رفتوآمد بود، بهسرعت تصویب شد و ابلاغ کردند و دو سه هفته بعدش هم پیشثبتنام شروع شد. این زمان کمی بود برای پیشثبتنام. با شخصیتهای استانی و ملی برای نامزدی صحبت کردیم و بسیار از آنها امیدوار نبودند به اینکه زمینهای برای تأیید صلاحیتشان وجود داشته باشد. البته شرایط مشارکت و کاندیداتوری در شهرهای کوچک به دلیل حضور اقوام و رقابتهای منطقهای با تهران و شهرستانهای بزرگ متفاوت است و زمینه فعالیت برای نامزدها بیشتر است. ما با چنین شرایطی مواجه بودیم و حضور کمرونق کاندیداهای شناختهشده و ردصلاحیتهای هیأتهای اجرایی و شورای نگهبان و میزان مشارکت مردم که در انتخاب میان خیابان، خانه یا صندوق، در حال حاضر خانه را انتخاب کردند و ضمن اینکه ما این سیاست را قبول نداریم ولی بالاخره یک اکثریتی الان در این مسیر هستند.
آقای روحانی از ردصلاحیتش غافلگیر نشد
آقای دکتر، بعد از آن ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبت کردید؟
ردصلاحیت موضوعی نبود که ایشان غافلگیر شود. ایشان با دوستانشان برای ثبتنام مشورت کردند و تقریباً اکثر اعضای جلسه گفتند که شورای نگهبان به همان دلایلی که مرحوم هاشمی رفسنجانی، آقای دکتر لاریجانی و آقای جهانگیری را ردصلاحیت کرد احتمال میرود با شما نیز همانگونه برخورد شود. بحث علمی و تخصصی هم مطرح نیست و بحث سیاسی است. در آن نامهای هم که واصل شد، همه مطالب مندرج سیاسی است. لذا دوستان همه پیشبینی میکردند که یک چنین اقدامی خواهد شد. ایشان سالهای طولانی عضو مجلس خبرگان بوده و عدم نامنویسی ایشان باعث ابهام و سؤال میشد که عدهای بگویند، آقا چرا به میدان نیامدی؟ مگر دید شما نسبت به این نظام و آینده تغییر کرده است؟
آقای روحانی تلاش نکردند برای اینکه یک لیستی برای خبرگان تنظیم بشود؟
خیر. ایشان که ردصلاحیت شدند.
قبل از ردصلاحیت؟
خیر. البته قاعدتاً باید دوستانشان اقدام میکردند.
برآورد خودشان از میزان اقبال مردم هم همین نگاه بود؟
در جلسهای که داشتیم تقریباً همه درباره نتیجه مشارکت پایین تهران همنظر بودند. در نظرسنجیها مشارکت پایین بود. اکثریت معتقد بودند که تأیید صلاحیت آقای دکتر روحانی باعث میشد که مشارکت در انتخاباتهای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری در استان تهران افزایش یابد.
یعنی عمدتاً ایشان فکر میکنند اگر مشارکت بالا باشد حتماً اقبال جدی وجود دارد.
برای همه افراد کاملاً روشن است که اگر در عرصه ریاستجمهوری و شورای شهر و مجلس شورای اسلامی زمانی که مشارکت بالا باشد خیلی از این کسانی که به دلیل انتخابات کمرونق رأی حداقلی میآورند، دیگر نخواهند توانست به فتح کرسیها فکر کنند! یعنی در صورت مشارکت بالای مردم این گروههای تمامیتخواه اقلیت انتخاب نمیشوند.
شما نظرسنجی در این حوزه دیدید یا برآورد و تحلیل خودتان است؟
خیر. در این فضای یخزده نظرسنجیها به هیچکدام از گروههای سیاسی اقبال نشان نمیدهند چون آن مردم عادی که اکثریت جامعه ما را تشکیل میدهند دچار یأس و ناامیدی نسبت به آینده هستند؛ مخصوصاً جوانترها. گرانی روی یک عدهای تأثیر گذاشته و سیاست خارجی و اتفاقات داخلی گروه دیگری را ناامید کرده است. نظرسنجی برای انتخابات مجلس هفته قبل از انتشار خبر فساد چای دبش و بعد از آن، نزدیک به سه و نیم یا چهار و نیم درصد کاهش پیدا کرد؟ اینکه ما برای خودمان چه توجیه میکنیم هرکدام از اینها یک بحث است، اما مهم این است که در فضای مجازی و در محافل مردمی نسبت به این رخدادهای سلبی چه میگویند. این مهم است، چون ما که نمیتوانیم جای مردم تصمیم بگیریم. ما باید به گونهای رفتار کنیم که مردم رفتار ما را قبول کنند و خودشان ذهنشان را تغییر بدهند.
آقای دکتر ضعف و قوت دولت آقای رئیسی را در چه میبینید؟
من فکر میکنم آن تیمی که باید دولت را اداره کند که شامل رئیسجمهور، معاون اول و رئیسدفتر است، تجربه دولتداری در گذشته را ندارند. هرچند نامبردگان شخصیتهای خوبی هستند. میخواهم بگویم که در هماهنگی امور و اداره دولت ضعف وجود دارد. من که سالهای طولانی معاون وزیر خارجه بودم، مدیرعامل شرکت مخابرات بودم، از اول انقلاب در دولت بودم، وقتی رئیسدفتر رئیسجمهور شدم و همه مسئولیتهایی که در حال حاضر برعهده معاون اجرایی است به عهده من بود، فهمیدم که هماهنگی میان رئیسجمهور و معاون اول و رئیس دفتر چقدر میتواند در اداره مطلوب دولت و ساماندهی مؤثر باشد. در دولت هرکدام از این وزرا مسئولیت خودشان را دارند ولی ما با هم یک دولتیم و همه ما باید یک هدف را دنبال کنیم. با نقشهای مختلف مثل یک کارگردانی که به افراد نقش میدهد. هماهنگی در میان اعضای دولت در موفقیت و نیل به اهداف دولت بسیار تأثیرگذار میباشد.
تیم اقتصادی دولت، تیم یکدستی که بخواهد هدفی که در حال حاضر حل مشکلات اقتصادی است را به ثمر برساند، نیست. هرکدام در صحبتهایشان، در سیاستهایشان منفک از هم حرفهای خودشان را میزنند و وقتی کشور با تحریم و با مشکلات مواجه هست حتماً نیاز دارد که افراد متخصص و باتجربه بیشتر کمک کنند. به طور مثال بنده همیشه به جوانگرایی اعتقاد داشتم. من چه در دورانی که وزارت خارجه بودم، چه دوران مدیرعاملی مخابرات که طی سالهای ۶۰ الی ۶۵ بود و بعد از آن همواره با جوانان کار کردم. یعنی همواره معتقدم که انسان باید همزمان که کار میکند برای جایگزینی خودش هم نیرو تربیت بکند. در دولت دوازدهم، آقای مهندس جهرمی که معاون وزارتخانه بود، به عنوان یک جوان وارد کابینه شد. در تیم فوتبال هم وقتی که میخواهند جوانگرایی کنند، آرامآرام جوانان لایق را در آن پُستهایی که مقداری حساسیتش کمتر است تزریق میکنند و تیم را تقویت مینمایند. اینکه ترکیب تیم اقتصادی در سالهای اولیه به واسطه تغییرات در سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی دستخوش تغییر شد، مبین این است که خود دولت هم از همان اول فهمیده ولی متأسفانه جایگزینان هم از همان سنخ و تفکر هستند.
ما نمیدانیم تیم اقتصادی چه برنامه روشنی برای حل مشکلات اقتصادی دارد، هر کسی مصاحبه میکند یک حرفی میزند. بالاخره دولت باید یک برنامه روشن داشته باشد که وزارتخانههای غیراقتصادی هم در خدمت آن برنامه قرار بگیرند. کلاً بنده معتقدم ناهماهنگیهایی وجود دارد که منجر به ضعف در اجرا میشود. بزرگترین آفت این است که فکر میکنند خیلی موفقاند و اعتمادبهنفس کاذب دارند. این یکی دیگر از اشکالات این دولت است. من در هرجایی که کار کردم خیلی دوست داشتم که ضعفها و گرفتاریها را بگوییم. به همکاران میگفتم اگر در مقابل انتقادات قرار نگیریم و فکر کنیم که چون از صبح تا شب کار میکنیم پس موفق هستیم اصلاح امور هیچ وقت صورت نخواهد گرفت و متعاقبا از حرکت به سمت تعالی باز میمانیم. ما یک توفیقی که در دولت آقای روحانی به طور جمعی داشتیم این بود که از صداوسیما گرفته تا رسانهها تا سایر نهادها و سازمانها و اکثر ائمه جمعهها مرتب به ما انتقاد میکردند و این خیلی خوب بود. بعضی دوستان ما هم مثل هم نبودند و عصبانی میشدند. میگفتم چرا عصبانی میشوید؟ بگذارید ما بفهمیم که مشکلاتمان کجاست و برایش راهحل پیدا کنیم. البته بسیاری از آنها دلسوزی نبود و غرضورزی میکردند چون همه آنها در این دولت ساکتاند و یا حمایت میکنند.
ولی ضروری بود آن انتقادهایی که مربوط به ضعفمان بود را اصلاح و مورد توجه قرار میدادیم. اینکه میگویند مؤمن باید آیینه مؤمن باشد همین است و ما این توفیق را داشتیم. ما در آن زمان هر شب اخبار بیست و سی را داشتیم که انگار صرفاً برای انتقاد کردن به دولت ما طراحی شده و برنامه میساخت. الان دارد مثل یک بخش خبری دیگر خبرهای معمولی میدهد و اصلاً کاری به مشکلات و نارساییهای فعلی ندارد. در صداوسیما یک سری مجریانی داشتیم که اصلاً نه سیاسی بودند، نه کارشان سیاسی بود و نه حتی ادعای سیاسی بودن داشتند، به محض اینکه به دولت ما «تیکه» میانداختند و حرفهای بیربط میزدند به آنها بیشتر برنامه داده میشد و جالب است که پولش را هم از خودمان میگرفتند (خنده). میخواهم بگویم که از نیمه سال ۱۴۰۰ تاکنون تمام اینها تعطیل شده است. عمده رسانهها و همه بخشهای صداوسیما در حال تعریف و تمجید هستند و این حجم از معضلات معیشتی و اقتصادی را نمیبینند و منعکس نمیکنند. زمان ما اینطور نبود! در زمان ما، در خطبههای نمازجمعه سراسر کشور، ائمه جمعه بخش قابل توجهی انتقاد به دولت وارد میکردند. اما الان میگویند در این شرایط خاص اقدامی نکنید تا متحد باشیم فلذا حرفی نزنیم. مگر شرایط ما خاص نبود؟ شرایط ما که بدتر بود. آن موقع میگفتند که چرا شما میگفتید تحریم روی اقتصاد ما اثر دارد تحریم اثری ندارد این از بیعرضگی دولت است. ما میگوییم همین حرف را الان هم بزنید. آیا الان میزنند؟ نمیزنند.
روی این حساب به نظر میرسد دولتی که فکر کند خوب کار میکند و فکر میکند که موفق است و همه چیز را میاندازد گردن دشمن خارجی و علیرغم همه نارساییها مورد حمایت یکدست هم هست، نمیتواند مشکلات خودش را حل کند. همینطور که شما الان میبینید اکثریت قولهایی که ایشان داده محقق نشده. ما که تعارف نداریم، الان اگر من هم به عنوان یک مسئول دولت قبل بیاییم و بگویم اقداماتی مطلوب شده، مردم نمیپذیرند چون میبینند و میفهمند که نشده. چندین برابر انتقادات غیرواقع و غیروارد که آقای رئیسی در برهه انتخابات ریاستجمهوری به دولت آقای روحانی وارد کرد در حال حاضر گریبانگیر دولت خودش شد و هست. با یک تفاوت که انتقادات فعلی عینی و وارد است و دولت در مدیریت یکدست هم نارسایی دارد. فلذا اینکه میگویید دولت موفق است یا نیست را من نمیدانم ولی به هر حال به نظر من حتماً در همین وقت باقیمانده باید در سیاستگذاری خرد و کلان تجدیدنظر بکنند. اگر قطار نتواند در این ریلی که گذاشتند حرکت کند، حتماً باید مسیر را تغییر بدهیم، سیاستها را تغییر دهیم. پارادایم شیفت راهحل نهایی خواهد بود و ضرورت اجرایی شدن آن هر روز بیشتر از دیروز قابل لمس است.
نقطه قوت دولت آقای رئیسی ارتباط بیشتر با مردم است
یعنی نقطه قوتی هم نمیبینید؟
چرا، نقطه قوت همین ارتباط بیشتری که با مردم هست، بیشتر هم خود آقای رئیسی و نه وزرا و سایر دولتمردان که مثل بقیه هستند. من فکر کنم که در دولت آقای روحانی وقتی وزیر ارتباطات بودم در طول یک سال حدود ۶۰ و خوردهای سفر داخلی رفته بودم برای پروژهای. ولی در حال حاضر خود آقای رئیسی تحرک و ارتباطش با مردم خیلی خوب است. اما این اقدامات فایده آنچنانی ندارد. چرا؟ چون مردم ترجیح میدهند که آدم در اتاقش بنشیند و مشکلاتشان را حل بکند تا اینکه بیاید و یک حرفی به آنها بزند ولی نتواند آن حرف را عملیاتی کند. مردم نتیجه میخواهند و رفاه. یعنی کار باکیفیت خودش تبلیغ است.
اگر دوباره برگردید به دولت و مسئولیت بگیرید چه کاری را انجام نمیدهید؟
بگذارید مثالی بزنم. هر فردی که به دانشگاه میرود و پس از چهار سال که لیسانسش را اخذ میکند یا شش هفت سال بعد از آن دکترایش را میگیر، هر ساله تغییر کرده و از نظر ذهنی و تجربه آن آدم بدو دوره کارشناسی نخواهد بود فلذا طبیعی است که تجربه بودن در دولت، وسعت دید انسان را بهشدت تغییر دهد، میتواند نوع مدیریت را بهتر و تقویت کند. بالاخره وقتی فرد در مسئولیت بالا قرار میگیرد همانطور که توفیق دارد، شکست هم دارد. این شکستها هرکدامش ناخودآگاه چه بااراده باشد و چه ارادی نباشد برای آدم یک درس است برای اینکه در آینده آن را تکرار نکند.
بالاخره کدام سیاست بوده که خیلی در ذهنتان هم مانده که گفتید کاش ما در دولت این کار را نمیکردیم.
همیشه اهل مشورت بودم یعنی خیلی زیاد مشورت میکردم. هم با زیرمجموعه خودم و هم با متخصصانی که بیرون از وزارتخانه بودند. در ریاستجمهوری که بودم در خیلی از تصمیمات از افراد بیرون از دولت برای مشورت دعوت میکردم. در پاسخ به سؤال شما میبایست بگویم که هیچ مسئولی نمیتواند ادعا کند که هر آنچه عمل کرده درست بوده، به این دلیل که در سطوح عالی وقتی نهایتاً تصمیمی از سوی فرد گرفته و ابلاغ میشود، مستقیماً با مردم ارتباط خواهد داشت و سریعاً با عکسالعمل کارش مواجه میشود و نظاره میکند و میبینید که اینها {مردم} قبول نکردند. من اعتقاد قاطع دارم که مسئولین به طور جد باید خودشان را خدمتگزار مردم بدانند. وقتی مردم یک سیاستی را از مسئول نمیپذیرند، نتیجه این است که یا مسئول در سیاستگذاری ابعاد موضوع را خوب ندیده و یا خوب عمل نکرده یا اینکه تصمیمش در این شرایط زمانی از اول اشتباه بوده.
آقای دکتر چون در ریل مسائل داخلی کشور داریم صحبت میکنیم، سال آخر دولت است و به هر حال نزدیک انتخابات ریاستجمهوری است و قاعدتاً با آن فضایی که شما گفتید که نسبت به انتخابات و نگاه صندوقمحوری که در حزب اعتدال و توسعه هست، دغدغه دارید برای انتخابات ریاستجمهوری، شما کنشی در انتخابات ریاستجمهوری خواهید داشت، حالا چه شخص خودتان یا به طور کلی جریان اعتدال و توسعه؟
به عنوان اینکه در قالب حزب فعال باشم بله اما اینکه قصد کاندیداتوری داشته باشم خیر. فکر میکنم که در این فضا کسی باید بیاید که توانایی حل مشکلات مردم و کشور را داشته باشد و کسی که یک سال مانده به انتخابات، نداند که مشکلات چقدر زیاد است و از توانایی خودش خبر نداشته باشد به نظر من آمدنش در انتخابات عدم صداقت با مردم است؛ هم راجع به خودم میگویم هم راجع به سایرین. اینکه هر کسی بیاید در انتخابات، سه سال از دوران انتخابات قبلی گذشته باشد و خودش هم قبلاً در جلسات سران قوا و شورای عالی امنیت ملی یا جلسات سایر شوراهای عالی حضور داشته و از مشکلات مطلع بوده و تازه فیالحال بعد از سه سال بگوید دولت قبل بد عمل کرده و مشکلات امروز مربوط به دولت قبل است و دستاوردها را بگوید دستاورد من است، اینکه اصلاً صداقت در رفتار نیست. حزب اعتدال و توسعه قطعاً نمیتواند نسبت به انتخابات ریاستجمهوری بیتفاوت باشد و حتماً یک کنشگری موثر البته با توجه به شرایط آن روزها خواهد داشت و به نوعی بستگی دارد به اینکه آیا خود حزب از اعضای خودش یا از خارج از اعضای خودش فرد مطلوبی را متقاعد بکند یا تفاهم بکند برای اینکه نامزد ریاستجمهوری بشود یا اینکه یک مجموعهای از شخصیتهای معتدل همراه با حزب با هم تفاهم بکنند و از کسی بخواهند که کاندیدا بشود. خب اگر یک چنین اتفاقی افتاد و این کاندیداها را هم شورای نگهبان تأیید کرد قطعاً حزب فعالیت خیلی پررنگی در انتخابات ریاستجمهوری خواهد داشت.
اگر همانند انتخابات ۱۴۰۰ باشد من فکر کنم که خیلی نباید ما نقش آنچنانی برای حزب قائل بشویم. ما در انتخابات ۱۴۰۰ گفتیم که از هیچکدام از این نامزدها حمایت نمیکنیم ولی مردم را دعوت میکنیم به اینکه در انتخابات شرکت کنند و به آن فردی که خودشان فکر میکنند اصلح است در صورت صلاحدید رأی بدهند. به طور کلی اول باید بفهمیم که تصمیم چیست. ما در سال ۱۴۰۰ فهمیدیم تصمیم چیست. یعنی وقتی دیدیم، دارند بدین شکل سلبی ردصلاحیت میکنند، در تمام محافل همه میگفتند که این بار بنا است که آقای رئیسی بشود رئیسجمهور. به نظر شما این اصولگرایانی که نشسته بودند رقیب آقای رئیسی بودند؟ خب معلوم بود که آن چیدمان چگونه درست شده است. آیا ۱۴۰۴ هم همین است؟ اگر این است که انتخابات نتیجهاش معلوم است و اصلاً زمین رقابت سالم نخواهد بود.
لاریجانی در شرایط عادی کاندیدای ریاستجمهوری نمیشود
با آن نکاتی که آقا فرمودند به نظرتان آقای لاریجانی مجدد کاندید میشوند؟ تحلیل شخصیتان چیست؟
من فکر میکنم در شرایط عادی نمی آیند. مگر اینکه یک علامت درست دریافت کنند.
فکر میکنید اگر بیایند دوباره همان اتفاق تکرار میشود؟
اگر سیاست در انتخابات سال آینده همانند سال ۱۴۰۰ باشد و تغییر نکند و ردصلاحیت شود چرا بیاید؟ اینکه بیخود راجع به دختر و پسر فردی صحبت کنند و بعدش هم معلوم بشود که هیچکدام درست نیست امر نامستحسن و ناصوابی است. بالاخره آبرو چیزی نیست که شما بروید بخرید. آبرو دارایی مغتنمی است که شما از اول روزی که وارد سیاست و جامعه میشوید ذرهذره جمع میکنید. مثل یک مینیاتوریست میماند که ۶ ماه یا یک سال طول میکشد که یک نقاشی مینیاتوری را خوب و مطلوب طراحی کند. حالا اگر بداند که یکی میآید و در یک دقیقه مرکب رویش میریزد که اصلاً چرا بکشد و به طراحی بپردازد. به نظر من برای انتخابات اگر بخواهیم شرایط تغییر کند، اول باید امید مردم را بالا ببریم. قطعاً مردم ما اینطور نیستند که با هر کاری دولت کند، یا مطلوب حاکمیت باشد مخالف باشند. این مردم همان مردمی هستند که در جریان حمله «وعده صادق» استقبال بسیار کردند. ببینید مردم نگرانی جنگ داشتند ولی با این حال استقبال کردند.
مردم افتخار میکنند که کشورشان در مقابل رژیم کودککش صهیونیستی پرقدرت پاسخ داده است
به طور کلی باید بگویم؛ مردم یک دولت و یک حکومت مقتدر میخواهند، مردم اقتصاد قوی میخواهند، مردم افتخار میکنند که کشورشان در مقابل رژیم کودککش صهیونیستی که به سفارتخانهشان تجاوز آشکار کرده، اینگونه پرقدرت پاسخ کوبنده میدهد و در میان کشورهای عربی و در منطقه سردمدار مبارزه با نظام آپارتاید است. دیدم یک کسی گفته بود که اگر آقای روحانی و آقای ظریف بودند این اتفاق نمیافتاد. آقای حسن روحانی ساعت ۱۰ صبح عملیات وعده صادق موضعگیری کرد. میخواهم بگویم شب این اتفاق افتاد و ایشان صبح موضعگیری کرده است، کسی که مجبورش نکرده. اعتقادی است که نه تنها ایشان بلکه مردم هم داشتند. شما هرجا میرفتید عامیانه میپرسیدند که جنگ میشود؟ میگفتم نه جنگ نمیشود. میگفتند خیلی خوب شد.
به نظرتان چرا جنگ نمیشد؟
ببینید وقوع جنگ، ساز و کاری دارد، یعنی باید نشانهها و زمینههای آن فراهم باشد. از هفت اکتبر تا روز عملیات غرورآفرین وعده صادق، اسرائیل دنبال این بود که از طریق حمله به مواضع حزبالله و فشارهایی که روی ما میآورد، ما را وارد جنگ کند، نه اینکه خودش در مقابل ما قرار گیرد بلکه آمریکا را در مقابل ما قرار دهد، البته نه جنگ زمینی که وارد خاک ایران شود، بلکه به صورت موشکی از راه دور مراکزی را در ایران بزنند و شخص نتانیاهو و تمام کابینهاش میگفتند فرصتی بهتر از این پیدا نمیشود. اگر هم اکنون ضربات راهبردی به ایران وارد کنیم دیگر فردا حماس و گروههای مقاومت هم موجودیت نخواهند داشت و خودبهخود حذف میشوند.
روی این حساب اسرائیلیها از روز هفت اکتبر یعنی هفت ماه و نیم پیش دنبال این برنامه شرورانه بودند. خب به نظر من یکشنبهای که حماس به اسرائیل حمله کرد یک سری واکنش و مصاحبهها از سوی برخی تندروهای داخلی داشتیم که اگر آن روند ادامه پیدا میکرد، به سوی جنگ کشیده میشدیم، ولی روز سهشنبه، مقام معظم رهبری موضعگیری شفاف کردند و خیلی روشن فرمودند که این یک جنگ فلسطینی است و ما به عنوان یک کشور اسلامی از مظلوم حمایت میکنیم، ما هیچ نقشی نداشتیم و حمایت معنوی میکنیم. لذا تندروهای داخل پیام را گرفتند که باید مراقب بود. پس اولین تصمیم را مقام معظم رهبری گرفتند که ایران طوری تدبیر، موضعگیری و عمل کند که این بهانه را دست دشمنان ندهند که یک اجماعی علیه ما به وجود بیایید. شما دیدید که ما بهترین موضعگیریها را نسبت به حمایت از حماس و جهاد اسلامی کردیم ولی هیچ بهانهای ندادیم.
ایران در عملیات وعده صادق بسیار خوب عمل کرد
ایران در جریان عملیات وعده صادق هم بسیار خوب عمل کرد یعنی به همسایگان و به دیگران اطلاع داده بود و قبلش رایزنی شده بود. حالا درست است که آنها آماده شده بودند اما مهم این نبود که آنها آماده باشند یا نباشند یا اینکه از گنبد آهنین چند موشک و پهباد رد شده باشد، مهم این است که کشوری در مقابل تجاوز رژیم صهیونیستی عکسالعملی جدی نشان داده. خب این غرور ملی است. غرور ملی چیست؟ همه باید به این افتخار کنیم و مردم هم افتخار کردند. بگذریم که برخی با بدسلیقگی صحبتهایی کردند یا گشت ارشاد در همان ایام به عنوان مهمترین موضوع داخلی مطرح شد و یا فلان امام جمعه گفت تا وقتی که مسئله اسرائیل هست ما باید به مسئله حجاب بپردازیم. اصلاً این دو تا را نباید به هم پیوند بدهیم، یعنی مسئله داخلی و خارجی را. در مسئله خارجی همه نیروها، همه نظام، همه مردم، همه ارگانها، همه احزاب چپ، راست، اصلاحطلب، غیراصلاحطلب همه باید یکی باشیم یعنی ما در مقابل خارج دو تا نظر نداریم، امنیت ملی و منافع ملی ما یکی است. مسائل داخل مواردی است که خودمان حل میکنیم و نباید اینها را به مسائل خارجی گره بزنیم و نباید اجازه دهیم که دشمنان خارجی از این شکافها استفاده کنند برای اینکه ذهن مردم ما را از آن وعده صادق منحرف کنند که این کار را کردند و خیلی هم تلاش کردند ولی میخواهم بگویم عملیات وعده صادق یک اقدام مطلوب مشروع و بازدارنده از سوی نیروهای مسلح کشور بهویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که عمدتاً مورد استقبال واقع شد.
هرچه وحدت ملی در یک کشور بیشتر شود قدرت آن کشور نیز بیشتر میشود
چون بحث وحدت را گفتید رهبری در این دو سه سخنرانی اخیر خیلی تأکید ویژهای بر مسئله وحدت و اتحاد ملی داشتند. این را هم یک تحلیلی کنید که در چه مؤلفههایی این موضوع مطرح میشود؟
بحث الزامات برای ایجاد وحدت خیلی نکته مهمی است. هرچه وحدت ملی و انسجام ملی در یک کشور بیشتر شود قدرت آن کشور نیز بیشتر میشود. یک دیپلمات وقتی به خارج میرود و مذاکره میکند چه ابزاری دارد؟ ابزار اصلی آن پشتوانه مردمیاش است. ابزارش این است که دولتش مورد حمایت مردم است. حالا فرق هم نمیکند که این دیپلمات متعلق به دولت آقای روحانی، دولت آقای رئیسی، دولت آقای خاتمی یا دولت آقای احمدینژاد باشد. مهم این است که این دولت چقدر پشتوانه مردمی دارد. این هم فکر نکنیم که دیگران نمیفهمند. همینجوری که سفرای ما مرتب گزارش مینویسند و میگویند که این دولتی که الان بر سر کار آمده محبوبیتش چقدر است، قدرتش چقدر است، تمام سفرای خارجی هم همین گزارش را برای دولتهای خودشان مینویسند و میدهند. آنها میدانند با چه کسی مذاکره میکنند و چه میزان قدرت دارد.
روی این حساب مهم است که اگر میخواهیم وحدت و انسجام و قدرتمان را افزایش دهیم، ضروری است به مردم برگردیم. نص قانون اساسی را ملاک عمل قرار دهیم. برگشتن به مردم الزاماتی دارد. مطالبات مردم از دولت یا از حاکمیت مشابه نیست. گروهی میخواهند معیشتشان بهتر شود، یک گروه میخواهند آزادیهایشان بیشتر شود و جوانان شغل می خواهند و... خب به نظر من ما باید در حکمرانیمان یک تجدیدنظر کنیم و فکر میکنم که دولت فعلی با همه این مشکلاتی که دارد خیلی نمیتواند در این زمینه کار اساسی انجام دهد. حتی ما و سایرین خیلی علاقهمند بودیم لمس کنیم که در سال منتهی به انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، دولت اقداماتی ایجابی در راستای مشارکتافزایی انجام دهد که فرمان مقام معظم رهبری محقق بشود؛ اما ندیدیم. دولت اقدام مجدانهای نکرد، صداوسیما هم خیلی به میدان نیامد. روی این حساب من فکر میکنم بدون فراهم نمودن الزامات و اقدام راهبردی مسئله ایجاد وحدت دشوار است.
ترکیب کلی مجلس آینده از نظر کلی خیلی فرقی با مجلس فعلی ندارد
رجل سیاسی باید چه کاری کند؟
چون بخش قابل توجهی از مردم احساس ناامیدی میکنند و هم ناامید به آینده هستند و هم ناامید به تغییر، رجل سیاسی، سیاستمداران و شخصیتهای خارج از حاکمیت و دولت کار مهمی نمیتوانند بکنند، نهایتاً میتوانند سخنرانی کنند، حرف بزنند، موضعگیری کنند و روشنگر باشند. مهم این است که این مخاطب چقدر میپذیرد یعنی این مخاطب است که باید بپذیرد. بهشخصه معتقدم که صرفاً مقام معظم رهبری توانایی تغییرات و اصلاحات اساسی در کشور را دارند و ایشان میتوانند مدیریت کنند تا اصلاحات لازم در سیاستها از طریق مجلس و دولت انجام شود. به طوری که مردم تغییرات را در زندگی خود لمس کنند. مثلاً ببینید، با آمدن جناب آقای اژهای و موضعگیریهایی که میکند یک مقدار وضعیت قوه قضاییه نسبت به گذشته بهتر شده. وقتی با مردم صحبت میکنید یک مقدار به صحبتهای رئیس قوه قضاییه بیشتر توجه میکنند تا رئیس مجلس و رئیس دولت چون مردم اینجور فکر میکنند که ایشان به دنبال اصلاحاتی در قوه قضاییه است. البته مردم گاهی اوقات کارشان به قوه قضاییه میافتد. ولی گذر همه مردم ایران روزانه بارها و بارها به قوه مجریه میافتد؛ از طریق خریدی که از فروشگاه نزدیک منزلشان میکنند، از طریق خدماتی که میخواهند مثلاً از فلان بیمارستان بگیرند. مردم روزانه در حال قضاوت هستند.
آقای دکتر ترکیب مجلس آینده را چگونه میبینید؟
ترکیب کلی مجلس آینده از نظر کلی خیلی فرقی با مجلس فعلی ندارد. اگر ریاستش هم مدنظرتان باشد الان در داخل خانواده یک اختلاف پیش آمده و حل میشود (خنده) یعنی نهایتاً فرقی به حال مردم نمیکند. این گروههای اصولگرا که در این انتخابات با نامهای مختلف با هم رقابت کردند یکیاند و فرقی نکردهاند .یعنی در مدل ایجاد تحول در کشور همه مثل هم فکر میکنند ولی برخی رأی آوردند که حرفهای تند میزنند و مردم یادشان هست که قبلاً بزرگانی بودند و با قدرت مجلس را اداره میکردند و مجلس قدرتمندی داشتیم. فلذا آیا مقبولیت مجلس فعلی مانند مجالس قدرتمند گذشته است؟ مگر الان این مجلس، مجلسی است که همه اقشار مردم را نمایندگی کند؟ زمانی رئیس مجلس مرحوم هاشمی رفسنجانی بوده. ما اگر به دنبال مجلس قوی، رئیس و هیأترئیسه کارآمد هستیم ملاکمان باید شخصیتهایی باشند که قبلاً در اداره مجلس نقش مهمی داشتهاند. نه اینکه چند نفری که ادعای ریاست دارند را با آنها مقایسه کنیم. متأسفانه نمایندههای مجلس فعلی که از یک جناح هم هستند در حال حاضر با هم مشکل دارند. الان گرفتاری ما این است که مجلسی انتخاب شده که بیاید مشکلات کشور را حل کند، هنوز نیامده در حال درگیری با هم هستند!
آقای واعظی از فرصتی که در اختیار مخاطبان خبرگزاری فارس قرار دادید ممنونیم.
بنده هم از شما ممنونم.