متن سخنان حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین
ملت بزرگ ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در حالی که به فکر استقرار انقلاب و ساماندهی ساختار جدید نظام بود با یک توطئه پیشبینی نشده و دور از انتظار مواجه شد و آن حمله عفلقیان از مرزهای غربی کشور بود.
محاسبه ظاهری نشان میداد که ارتش عراقی که در طول سالیان دراز از سال ۴۷ و ۴۸ در حال تجهیز کامل خود بوده و انواع سلاحها و بسیاری از تجهیزات را از شوروی سابق، فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی دریافت کرده و دارای ارتش قوی و منظمی است، در برابر ایرانی که تازه در انقلاب پیروز شده و ارتش آن سامان آنچنانی ندارد، برخی از سران ارتش به دست عدالت سپرده شدهاند، وضع پادگانها به طور کامل به هم ریخته است و از طرفی سلاحهایی که ارتش ایران در اختیار دارد، عمدتاً غربی و آمریکایی است و آنها نیز به دلیل شرایط بعد از انقلاب، قطعه، ابزار، تجهیزات، سلاح و مهمات را در اختیار ایران قرار نمیدهند، موفق خواهد شد.
از طرف دیگر گروهکها در داخل کشور در گوشه و کنار سر و صدا میکردند و ناامنی و ترور بیگناهان را آغاز کرده بودند و اختلافات داخلی در استقرار حکومت بین سیاسیون جامعه آن زمان وجود داشت. با توجه به همه این دلایل محاسبه ظاهری بر این بود که اگر عراق مجهز، به ایران در این شرایط حمله کند، قطعاً از لحاظ نظامی پیروز است.
از طرفی عفلقیان در کنفرانس طائف کشورهای دیگر منطقه را نیز همراه خود کردند. شوروی سابق، آمریکا و اروپاییها را هم تا حدی متحد کردند و پشت سر خودشان آوردند.
صدام میاندیشید که با حمله به ایران ظرف سه روز و یا حداکثر یک هفته خوزستان تجزیه خواهد شد، برخی از استانهای غربی کشور از ایران جدا و درون ایران شورش و بلوا به پا خواهد شد و تهران به ناچار از بغداد درخواست خواهد کرد که همه آنچه میخواهد روی میز بیاورد و ایران ناچار است به خواستههای عراق تن در دهد.
عصر ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ تجاوز وحشیانه به مرزهای جمهوری اسلامی ایران و بمباران برخی از شهرها آغاز و همزمان فرودگاه مهرآباد تهران هم بمباران شد.
اولین عکسالعمل امام (ره)، راه را برای ما مشخص کرد. وقتی که فرمود: دزدی سنگی را آورده و به خانه ما پرتاب کرده مردم ما جواب او را خواهند داد.
اولاً امام (ره) مسأله را ساده کرد و ثانیاً در این مثال ساده همه نکات اصلی را بیان کرد. طرف متجاوز دزد است و به غلط سنگ پرتاب کرده و باید پاسخ او داده شود، ملت ما پاسخ او را خواهد داد. این سخن استراتژی دفاع مقدس ملت ایران در برابر متجاوزین عفلقی شد.
اولین قدم ۵ صبح اول مهرماه ۱۳۵۹ برداشته شد و کار آغاز شد,۱۴۰ فروند هواپیما همزمان از پایگاههای نیروی هوایی ارتش بلند شدند و در شهرهای مختلف عراق اهداف نظامی را بمباران کردند و همه ۱۴۰ فروند هواپیما سالم برگشتند. ضربه اول بسیار مهم و با اهمیت بود و در این زمینه شاهکاری به دست نیروی هوایی ارتش خلق شد. با این کار نشان دادند که اگر آمریکا به ما قطعه نمیدهد و مستشاران نظامی که از ایران خارج شدند و فکر میکردند اگر نباشند آموزش نظامی امکان پذیر نیست، تصورشان کاملاً غلط است. همه امکانات ما اعم از هواپیما، قطعه، خلبان آموزش دیده همه و همه کامل است.
عملیات همزمان این ۱۴۰ فروند هواپیما یک پیام بسیار قوی برای جهان داشت و اولین پیام به آمریکا بود که ارتش ایران و نیروی هوایی سرافراز آن نیازی به آموزش و قطعه و تستر و کامپوننت شما ندارد و نیروی هوایی روی پای خود میایستد. این اولین پیام تکان دهنده جهانی بود.
روحیه عراقیها به طور کامل خرد شد، چون آنها فکر میکردند ما نمیتوانیم حتی ۵ هواپیما را همزمان پرواز بدهیم چه رسد به اینکه ۱۴۰ فروند هواپیما بروند شهرهای عراق را بمباران کنند و سالم برگردند.
در تاریخ دفاع مقدس ما، این ضربه اول جایگاه خاصی دارد و این عملیات نیروی هوایی به عنوان عملیات بسیار تأثیرگذار در تاریخ انقلاب ثبت شده است.
صبح روز اول مهرماه ۱۳۵۹ مقام معظم رهبری که در آن زمان نماینده مجلس و نماینده امام در شورای عالی دفاع بود، پشت تریبون مجلس شورای اسلامی رفتند و مستقیم به ملت ایران خبر این پیروزی را اعلام کردند.
بنابراین خواب و تصوراتی که دشمنان اسلام و عفلقیان در مورد ایران داشتند در این خصوص درست تعبیر نشد و تصوراتشان غلط از آب درآمد. از همان آغاز حمله، همه نیروهای مسلح، زمینی، هوایی، دریایی، سپاه پاسداران و همه نیروهای انتظامی آن زمان کمیته، شهربانی، ژاندارمری، حتی عشایر و اقشار مردم همه به صحنه آمدند.
عراقیها در همان روز اول مهرماه فهمیدند که مسأله به آن سادگی که آنها فکر کرده بودند نیست، چون هدف آنها این بود که به سرعت اندیمشک، دزفول، آبادان و خرمشهر اشغال شده و اهواز محاصره شود. اینها طرحهای سه روز اول آنها بود و صدام اعلام کرده بود که روز سوم در اهواز مصاحبه مطبوعاتی دارم و همه برنامهها برای این سه روز تنظیم شده بود اما هیچیک از اهداف آنها محقق نشد. اساس ایستادگی ملت ما و مقاومت مردم ما نه خاک بود، نه خون و نه نژاد. چیزی که همه مردم را از آذری تا خراسانی از سیستان و بلوچستان تا خوزستان از دریای خزر تا خلیج فارس و دریای عمان از روستا و شهر، از غرب و شرق همه را برانگیخت و همه به سمت مسجدها آمده و برای اعزام ثبت نام کردند، خاک نبود. ما از یک خون و از یک نژاد هستیم، اینها جاذبه دارد، اما یک جاذبه بالاتری بود که مردم را به حرکت درآورد و آن ایمان و عشق به اسلام و وطن بود.
هر کسی میگفت وظیفه من است و میخواهم بجنگم، چون وظیفه من است؛ ایمان برتر از خون، اسلام برتر از نژاد. عشق به اسلام و وطن به عنوان رکنهای اساسی برای حرکت جامعه خیلی مهم است.
همه به میدان آمدند. زنها و مردها، غیرمسلمان، ارمنی و یهودی همه آمدند و گفتند ما میجنگیم. سنی، شیعه، کرد، بلوچ، عرب، ترکمن و همه آمدند چون نژاد و مذهب مطرح نبود.
فقط یک چیز مطرح بود و آن این که دیگران به ملت بزرگ ایران ظلم کردهاند. وظیفه انسانی، اسلامی و ملی ما تقاضا میکند از سرزمینمان، از زنان و کودکان محاصره شده در خرمشهر و آبادان دفاع کنیم. ما باید از زنان محاصره شده در سرپل ذهاب، از گرفتاران در مهران، دهلران، بستان، سردشت، پیرانشهر، بانه و هر کجا از شمال تا جنوب ایران عزیز دفاع کنیم. در سرپل ذهاب وقتی دشمن توانست وارد شهر شود زنها در برابر ارتش عراق ایستادند چون مردان نیز در بیرون شهر با دشمن میجنگیدند.
زنان از پشت بامها بر تانکهای عراقی آتش ریختند و آنها را آتش زدند، زنان ارتش زرهی عراق را از سرپل ذهاب بیرون رانده و اخراج کردند. زنهای دلاور و با ایمان ما از صاحب امروز درس یاد گرفتهاند.
نکته بسیار مهمی امام فرمودند؛ اولاً ما پیروزیهای بسیاری داشتیم اما هیچ چیز جای فتح خرمشهر را نمیگیرد. ما پیروزیهای بزرگی قبل و بعد از خرمشهر هم داشتهایم، ما به غیر از عملیاتهای کوچکی که عمدتاً از دیماه سال ۵۹ در منطقه جنوب داشتیم و عملیاتهای کوچک دیگری که طراحی کردیم میتوان گفت اولین عملیات بزرگمان را یکسال بعد از شروع جنگ آغاز کردیم که برای کشوری که صدها مسأله داشت، زمان زیادی نبود و در آن مدت با مشکل اوضاع نابسامان داخلی، ریاست جمهوری، نخست وزیری، دولت و مجلس و همه سختیها و مشکلاتی که داشتیم، مشکلات سیاسی درونی از جمله گروهکها که بزرگان ما را به شهادت میرساندند و شهادت شهدای محراب در سال ۶۰ تقریباً یکسال بعد از جنگ بدست منافقین رخ داد و چه کردند و چطور عزیزانمان را به شهادت رساندند.
با وجود همه اینها در سال ۶۰ حرکت بزرگ نیروهای مسلح ما آغاز شد. لشکر ۷۷ خراسان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و دیگر نیروها در عملیات مهرماه سال ۱۳۶۰ حصر آبادان را شکستند و این بسیار مهم بود مخصوصاً که امام فرموده بود حصر آبادان باید شکسته شود.
سپس عملیات بستان که بسیار مهم بود و با پیروزی تمام شد. آغاز سال ۱۳۶۱ عملیات بسیار مهمتری بنام فتحالمبین شروع و اجرا شد و پیروزی بزرگی در منطقه عین خوش بدست آمد که سرآغازی شد برای طراحی عملیات بعدی یعنی عملیات خرمشهر که بسیار مفصل بود و در چند مرحله انجام شد. مرحله اول از اوایل اردیبهشت ۶۱ آغاز شد و مرحله دوم از ۲۳ اردیبهشت و همینطور تا خرداد ادامه داشت که دوم خرداد به خرمشهر رسیدیم و سوم خرداد هم مسأله خرمشهر تمام شد.
روز ۳۱ شهریور که صدامیان به ایران حمله کردند در اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر آنها اعلام شد و همه مردم متعجب شدند و تقریباً دو سال بعد نیز در اخبار ۲ بعدازظهر اعلام شد خرمشهر آزاد شد و چه شور و هیجانی ایجاد کرد.
یک اتفاقی که ملی است و به همه مردم تعلق دارد. جناح چپ و راست و این و آن مذهب دخالت ندارد. همه میخواهند و دوستش دارند؛ شما در سوم خرداد سال ۶۱ در سراسر ایران یک نفر را دیدید که لبخند نزند؟! پیر، جوان، بزرگ، کوچک، روستایی، شهری، ارمنی، مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی، چپ چپ، راست راست؛ این تعریف ملی است، یعنی کاری که تمام آحاد یک ملت همه و همه نسبت به آن حس واحد دارند.
و لذا ما عملیاتهای بسیار بزرگی انجام دادیم قبل از خرمشهر طریق القدس، فتح المبین و ثامن الائمه بعد از آن هم عملیاتهای بسیار خوب و موفقی داشتیم والفجر ۸، کربلای ۵ ولی هیچ کدام جای فتح خرمشهر را نگرفت.
چیزی که در جنگ ۸ ساله که ایثار ایثارگران ما در سراسر این ۸ سال در جای جای جبهه اسلامی مشاهده شد و آن چراغ پرفروغی بود که روز به روز نیز فروغش بیشتر میشود، خرمشهر و فتح آن است و این عجیب است. من احساس میکنم آن روز که خرمشهر سقوط کرد دردناکترین روز بود. خیلی جاها سقوط کرد اما این خیلی دردناک بود مهران و دهلران و قصر شیرین و جاهای دیگر هم قبلا سقوط کرده بودند، اما خرمشهر نمادی دیگر است، در دل مردم میزان و معیار برای پیروزی و شکست ما خرمشهر بود.
گویی همهی جان یک ملت در یک شهر جمع شده است و نام آن شهر خرمشهر است همه مردم با آزادی خرمشهر احساس میکردند آزاد شدهاند هر یک از آن عملیاتها که پیروز میشد، پیروزی بود و مردم هم قبول داشتند اما فتح خرمشهر فتح جنگ تلقی شد و مردم احساس کردند در جنگ پیروز شدیم چون نقطه مهمی که دشمن گرفته بود و برای آن تبلیغ کرده و سرود و شعر خوانده و گفته بود بصره و بغداد را از دست میدهم ولی خرمشهر را از دست نمیدهم آن همه شعار و شعر و حرف، آنها برای خرمشهر ارزش دیگری قائل بودند.
خرمشهر جایگاه ویژه خودش را داشت و این پیروزی یک پیروزی بزرگ برای ملت ما بوده و هست. خرمشهر فراموش نمیشود. سوم خرداد باقی ماند و جاودانه شد تا تاریخ ایران تاریخ است، تا خرمشهر خرمشهر است، سوم خرداد زنده و پاینده خواهد بود. هیچ وقت سوم خرداد و خرمشهر از بین نمیرود چون مظهر پیروزی، استقامت، ایثار، فداکاری و تبلور پیروزی حق بر باطل است و این نشان داد که حق روزی پیروز خواهد شد و خرمشهر نماد پیروزی ما است.
فردا روز دزفول است و مردم آنجا چقدر زحمت کشیدند و هر روز محلهای ویران شده و گوشهای از شهر به خاطر اصابت موشکها لرزید من بخاطر دارم روزی در دزفول از صبح تا شب سه منطقه ویران شد.
خانهها را ویران کردند و با خاک یکسان کردند موشکها را مدام به دزفول میزدند و عجیب بود که مردم از شهر خارج نمیشدند و بیرون نمیرفتند و در شهر مانده بودند. از عجایب مردم دزفول و عظمت این مردم است که فوقالعاده مردم باعظمت و با ایمانی دارد. ایستادگی و مقاومت کردند. دزفول سرزمین صبر، مقاومت، ایستادگی و نهراسیدن است.
ما هر سال دور هم جمع میشویم که بگوییم پیروزی خرمشهر بسیار مهم بود، اما آیا ما هر سال در سوم خرداد جمع میشویم که به دنیا بگوییم ملت ما در برابر انواع سلاحهای شما پیروز است، یا اینکه ما سوم خرداد جمع میشویم تا با همه خانوادههای عزیز شهدا، ایثارگران و جانبازان بگوییم ما در برابر شما تواضع میکنیم و دوستتان داریم و به شما احترام گذاشته و قدرتان را میدانیم و میفهمیم چه کار بزرگی کردهاید. ما میدانیم ملت ما مرهون فداکاری شما و اعضای خانواده شماست. اینها درست، اما برای کاری دیگری نیز در سوم خرداد دور هم جمع میشویم. ما به دنیا میگوییم که هر وقت در این کشور سوم خردادی پیش بیاید هر وقت از سرزمین ما ارزشی به ناروا به دست دشمن قدار تصرف شود، اراده ملی ما آزاد کردن خرمشهر جدید است. خرمشهر یک نماد است. ممکن است هر روز یک خرمشهری به وجود بیاید و باید بایستیم و خرمشهری جدید بسازیم و آزادش کنیم.
امروز سرزمین زیبای فعالیت اقتصادی شما با دنیا توسط عفلقیان جدید یعنی ۱+۵ و شورای امنیت سازمان ملل اشغال شده، سرزمین اقتصادی ما اشغال شده است. چطور شما در خرمشهر در زمان عفلقیان از این طرف به آن طرف شهر نمیتوانستید بروید و جوابتان گلوله بود. اکنون هم در دنیای اقتصاد از هر حرکت ما همچون حواله پول و خرید و فروش جلوگیری میشود، دنیای اقتصاد ما اشغال شده است. ما امروز میخواهیم با ابزار سیاسی و دیپلماسی سرزمین اقتصادمان را که به ناروا تصرف و اشغال شده آزاد کنیم. امروز فضای سرزمین فروش نفت ما اشغال شده، عفلقیان آمدهاند و نمیگذارند ما نفتی را که متعلق به این مردم است، از چاههای این مردم است، بفروشیم تا زندگی مردم اداره شود. نفت ما توسط ۱+۵، شورای امنیت، قدرتها و ابرقدرتها اشغال شده ما باید خرمشهر نفتمان را آزاد کنیم.
روابط بانکهای ما در سراسر دنیا توسط عفلقیان جدید اشغال شده، ما نمیتوانیم مبادله پولی داشته باشیم. مثل جسمی که خونی در رگش گردش نکند و جایی رگ بسته شده و اگر کمی بگذرد تبدیل به عفونت شده و آنجا را باید قطع کرد. ما باید تمامی سرزمینهای تصرفی اقتصادی، تجاری و علمی را در سراسر جهان که به ناروا اشغال شده به عنوان خرمشهر جدید و خونین شهر جدید از دست دشمن آزاد کنیم.
ما در اینجا جمع شدهایم که بگوییم ما ملتی هستیم که خرمشهرها را فراموش نمیکنیم. ما ملتی مصمم هستیم که خرمشهرها را آزاد کرده و اعلام میکنیم که امروز هم خرمشهرهایی پیش روی ما هست و ما مصمم هستیم تمامی خرمشهرها، بدون استثنا بدست این ملت و با هدایت رهبری عزیز به حول و قوه الهی آزاد شود.
بنابراین سوم خرداد ما ادامه خواهد داشت و زندانی تاریخ سال ۶۱ نیست، بلکه یک حماسه و پروسه است و ادامه خواهد یافت تا همه خرمشهرهای سرزمین اقتصادی، تجاری، بانکی، بیمهای، اجتماعی، سیاسی، سیاست خارجی و فرهنگی و علمی همه و همه آزاد شود و آنوقت ما جشن بگیریم، جشن سوم خرداد برای فتح سرزمینهای اشغال شده دشمن. این روز دیر نیست شما ملت ایران با ارادهای که دارید با تصمیم و قدرت ایمانی که دارید و با دولتی که مأمور شماست و از طرف شما حرف میزند و حرکت میکند انشاءالله قدم به قدم خرمشهرها را آزاد خواهیم کرد همانطور که سرداران نظامی خرمشهر را آزاد کردند، سرداران سیاسی هم خرمشهرهای جدید را آزاد خواهند کرد. صدها دولت میآید و میرود اما خرمشهر میماند و با آزادی خرمشهر نوای شادی و سرود شادی در کشور ما دمیده میشود. خرمشهرها را به حول و قوه الهی از این پس آزاد خواهیم کرد و نشاط و سرودش از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود و آن پیروزیهای خرمشهر هم جاودانه تاریخ ما خواهد شد.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته