روایتی از کامیابیها و ناکامیهای یک کارزار تاریخی
برای کشوری زخمی از تحریم و رنجیده از انزوا، هر گشایشی میتواند هیجانانگیز باشد و هر رخداد تازهای، نمادین و الهامبخش. روزی نه چندان دور، ورود هواپیماهای نو آن هم پس از چهار دهه ممنوعیت فروش، هیجان برمیانگیخت و روزی همچون اکنون، ورود چند خودروی زیر بیست هزار یورو پس از چهار سال منع واردات. تحریم یک چیز است و طولانیتر شدناش یک چیز دیگر، وقتی تحریم طولانی میشود و فرساینده، آن وقت ابعاد رویدادها و رخدادها هم مانند سفرهها آب میرود و به مانند طبقهی متوسط، هر روز لاغرتر و لاغرتر میشود تا آنجا که روزی فرود هواپیمای خریداری شده بر باند فرودگاه وطنی گزارش لحظه به لحظه میشد و روزی تخلیهی بیست سی خودروی وارداتی از لنج. عوارض معمول تحریم آن است که از گشودگی افقها میکاهد و بر سر امیدها و آرزوها میکوبد و توسعه را به تاخیر میاندازد و طولانیشدنش ما را از میدان رقابتهای منطقهای و فرامنطقهای بیرون میاندازد.
پس از اشغال سفارت ایالات متحده در تهران به دست دانشجویان انقلابی، تحریمها و ممنوعیتها علیه ایران شدت گرفت و یکی از حوزههایی که ممنوعیت شاملاش شد فروش هواپیما و تجهیزات به ایران بود. ابتدای انقلاب، ناوگان هوایی ایران از منظر دارندگی هواپیماهایی با عمر کم، مدرن و ایمن در وضعیت مطلوبی قرار داشت و حتی ناوگان «هما» به داشتن بوئینگهای پهنپیکر747 SP شهره بود و به همین سبب برای خود اعتبار جهانی و منطقهای ساخته بود؛ همان بوئینگهای ویژهای که میتوانست از مهرآباد تهران برخیزد و بدون توقف در جان.اف.کندی نیویورک بر زمین بنشیند. ناوگانی که با دهها پرواز هفتگی به اروپا و امریکای شمالی، نه تنها انتخاب ایرانیان که انتخاب بسیاری از شهروندان کشورهای همسایه برای سفر هوایی بود؛ ناوگانی که حتی در بکارگیری ایرباس هم در منطقه پیشرو بود. شاید آن زمان که ممنوعیت فروش هواپیما به ایران اعمال شد کسی فکرش را نمیکرد که طولانی شدن این تحریم، به فرسودگی ناوگان هوایی ایران بیانجامد چراکه هنوز هواپیماهای ایرانی عمر زیادی نداشتند و از دیگر سو تعهدات قبلی نیز تا قسمتی در جریان بود و هواپیماهای جدید به ظرفیت هوایی ایران اضافه میشد.
چند هفته پس از انقلاب، بوئینگ طبق تعهدات قبلی، دو فروند از خانواده ۷۴۷ را تحویل داد و این شد آخرین مراودهی بوئینگ و خطوط هوایی ایرانی. افزون بر این با پیگیری طرف ایرانی، ایرباس نیز در فاصلهی سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲، ۶ ایرباس مطابق قرارداد پیشین به ایران تحویل داد و از آن زمان تا استقرار دولت حسن روحانی و اجرایی شدن برجام، دیگر هواپیمایی از شرکت ایرباس خریداری نشد. در این فاصله اما دو ایرباس A300 هم به ناوگان هوایی ایران اضافه شد که البته این دو هواپیما محصول قرارداد قبلی یا خرید جدید نبودند و در سال ۱۳۷۳ به عنوان غرامت از ایالات متحده اخذ شده بود؛ غرامت جنایت شلیک به هواپیمای مسافربری ایرانی، همان پرواز خونین ۶۵۵. به عبارتی پس از انقلاب به جز قسمتی از تعهدات قبلی و غرامت ایالات متحده، برای چندین دهه هواپیمای نو از بوئینگ و ایرباس وارد ایران نشد و قراردادی با این دو غول هواپیماسازی، اجرایی نگردید.
در تمام اینسالها و با افزایش عمر هواپیماها، خطوط هوایی ایرانی ناچار بودند که هواپیماهایی کارکرده با عمر قابل توجه را با واسطه خریداری کنند و یا به مشتری محصولات روسی تبدیل شوند که البته سهم این هواپیماها از سوانح هوایی هم قابل توجه بوده است آنچنانکه در فاصلهی سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۸۸، ۴۴۹ نفر در چهار سانحهی هوایی مربوط به هواپیماهای توپولف-۱۵۴ جان خود را از دست دادند که این عدد نزدیک به نصف تعداد تلفات سوانح هواپیماهای مسافربری ایران از ۱۳۵۹ تا ۱۳۹۵ بوده است.
![]() |
متأسفانه فرسودگی هواپیماهای ایرانی به آنجا رسید که در سال ۱۳۸۹، اتحادیهی اروپا پرواز بخش بزرگی از ناوگان «ایران ایر» را به دلیل ناامن بودن هواپیماهایش به این اتحادیه ممنوع کرد و بوئینگهای پهنپیکر و سالخوردهی هما عمدتا در پروازهایی به مقصد شرق آسیا به کار گرفته میشدند. روزهای نخست آذر ۹۳ بود که آخرین پرواز بوئینگ 747 SP بر فراز سواحل خزر و قلهی دماوند انجام گرفت و این هواپیما برای آخرین بار از مهرآباد برخاست و برای آخرین بار هم در مهرآباد فرود آمد. برای بدرقهی بوئینگ 747 SP، حتی گردشگرانی از کشورهای دیگر به ایران آمدند تا در رویداد پرواز این هواپیمای بازنشسته که آخرین از نوع خودش در جهان بود، حضور داشته باشند.
در سال ۲۰۱۶ رتبهی دو خط هوایی ایران ایر و ماهان در ردیف کشورهای فقیر قرار داشت و تنها ۲ ستاره از پنج ستاره داشتند دقیقا در همان زمانی که قطر با عمر ناوگان زیر شش سال، پنج ستاره از مؤسسهی رتبهبندی خطوط تجاری SKYTRAX داشت. در سال اجرای شدن برجام (۲۰۱۶) حدود ۴۰ درصد ناوگان مسافربری ایران، غیرفعال بود، ناوگانی با عمر متوسط ۲۳ سال. در همان سال اجرایی شدن برجام، از ده خط برتر هوایی در جهان، چهار خط هوایی متعلق به کشورهای همسایهی ما بوده است و این تفاوت معنادار هم جایگاه منطقهای ایران را تنزل داده بود و هم ظرفیت رشد اقتصادی ما را در زمینههای مختلف تضغیف میکرد و از توان رقابت ما در منطقه میکاست. به همین سبب دولت حسن روحانی تلاش کرد که در سایهی برجام بتواند «بزرگترین کارزار نوسازی ناوگان هوایی ایران» را سامان دهد. ممنوعیت فروش هواپیما، تحریمی غیرهستهای بود ولی با تأکید و پیگیری تیم مذاکرهکنندهی ایرانی، رفع این تحریم در برجام به صراحت قید گردید و ایالات متحده متعهد شد اجازهی فروش هواپیماهای تجاری مسافربری و قطعات و خدمات مرتبط را صادر کند.
![]() |
ایران در آن مقطع زمانی حتما میبایست به نوسازی ناوگان هوایی میپرداخت، هم برای امنیت شهروندان ایرانی آن هم در کشوری وسیع که فاصلهی برخی شهرها تا پایتخت، بهرهگیری از حمل و نقل هوایی را ناگزیر میکرد و هم برای زمینهسازی جهش اقتصادی و جذب سرمایهگذاری و گسترش توریسم با استفاده از پنجرهای که برجام به روی ایران گشوده بود. این الزام تاریخیِ نوسازی خطوط هوایی اما مورد پذیرش منتقدان و مخالفان دولت نبود به گونهای که در فضاسازی رسانهای مخالفان، هواپیما کالایی لوکس بود و پول خرید هواپیما هم صرفا به خلق موقعیت شغلی در اروپا و ایالات متحده میانجامید. در ایران سال ۹۵، سال قبل از انتخابات حتی خرید هواپیما هم تخطئه میشد و بسان بسیاری دستاوردهای دیگر، با عینک انتخابات دیده میشد و ناگزیر باید مورد هجوم قرار میگرفت و از اهمیتاش کاسته میشد. مخالفان دولت حتی تلاش کردند که از رویداد بزرگ خرید هواپیما، بهانهای برای برانگیختن شهروندان آسیبپذیر بسازند و آن را اقدامی در جهت منافع اقلیت برخوردار جامعه تصویر نمایند.
![]() |
بلافاصله پس از اجرایی شدن برجام، حسن روحانی به پاریس و رم سفر کرد (نخستین سفر رئیسجمهور ایران به اتحادیهی اروپا پس از یازده سال) و در این دو سفر بر سر خرید هواپیما از ایرباس و ایتیآر تفاهم شد حتی در سفر به فرانسه، روحانی در اقدامی قابل توجه، مدیرعامل «ایرباس» را نیز به حضور پذیرفت و با او گفتوگو کرد. خرید هواپیماهای تجاری حتی از شرکتهای غیرامریکایی مانند ایرباس به دلیل استفاده از قطعات و تجهیزات امریکایی نیازمند مجوز وزارت خزانهداری ایالات متحده بود و از مهر ۱۳۹۵ و طبق تعهد طرف امریکایی در برجام، فرآیند اعطای مجوز آغاز گردید آنچنانکه در یکم آذر ۱۳۹۵، مجوز فروش ۱۰۶ ایرباس به ایران صادر شد.
در رویدادی به غایت تاریخی، بوئینگ پیش از ایرباس و در ۲۱ آذر ۱۳۹۵ قرارداد فروش ۸۰ هواپیما را در تهران به امضا رساند آن هم پس از ده دور مذاکره. این نخستین دیدار بین بوئینگ و یک خط هوایی ایرانی پس از ۳۸ سال بود و حضور مدیران این شرکت در ایران میتوانست علامتی مهم به جهان پسابرجام باشد. حدود ده روز بعد ایرباس نیز قرارداد تاریخی فروش ۱۰۰ هواپیما به ایران را به امضا رساند و نخستین هواپیمای خریداری شده نیز ۲۲ دی ۱۳۹۵ بر خاک ایران فرود آمد؛ نخستین هواپیمای نو، مدرن و بدون واسطه پس از چهار دهه. پیشتر در دورهی ریاستجمهوری سید محمد خاتمی نیز قرارداد خرید از ایرباس نهایی شد که با فشار امریکا در سال ۱۳۸۰ لغو گردید.
«کارزار بزرگ نوسازی ناوگان هوایی» با یک اتفاق غیرمنتظرهی جهانی همزمان شد؛ برآمدن دونالد ترامپ در ۱۸ آبان ۱۳۹۵ و همزمان با نهایی شدن قراردادهای خرید هواپیما از بوئینگ و ایرباس. تقدیر اینگونه بود که در اوج تکاپوی ایران برای بهرهگیری از فضای پسابرجام، یکی از دشمنان توافق با ایران و یک رهبر غیرقابل پیشبینی، جایگزین اوبامایی میشد که برجام را دستاورد چندجانبهگرایی جهانی و سیاست خارجی دولتاش میدانست. با مشخص شدن نتیجهی انتخابات در ایالات متحده و انتخاب ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیسجمهور امریکا، مخالفان توافق با ایران نیز جانی دوباره گرفتند. کنگره با اکثریت جمهوریخواه در ۲۷ آبان همان سال منع فروش هواپیما به ایران را مصوب کرد که البته با پاسخ کاخ سفید و تهدید به وتو مواجه شد اما پیام منفی بزرگی به جهان صادر شد، پیام احتمال بازگشت از دستاوردهای توافق مشترک و بالا بردن دوبارهی عدم قطعیتی که برجام از شدت آن کاسته بود. مخالفان برجام با این استدلال که ایران از هواپیماهای تجاری برای نقل و انتقال نیرو و سلاح استفاده خواهد کرد به کارشکنی در برابر خرید هواپیما میپرداختند.
علیرغم رجزخوانی ترامپ و اقدامات کنگره، دو غول هواپیماسازی جهان، پس از انتخاب ترامپ قراردادهای خود را با ایران نهایی کردند تا هزینهی نقض و لغو احتمالی قرارداد در دورهی ترامپ بالاتر برود و احیانا سبب شود که ترامپ و دولتاش در برابر قراردادهای امضا شده و تعهدات ایجاد شده، ناگزیر تغییر رفتار نشان دهند اما این اتفاق رخ نداد و ترامپ با اصرار ماجراجویانهاش بر خروج از برجام، چشمانداز اجرایی شدن توافق را هر روز تیرهتر و تیرهتر کرد.
شرکت ATR نیز بعد از استقرار ترامپ در کاخ سفید و در انتهای فروردین ۱۳۹۶، قرارداد فروش ۲۰ هواپیمای مدرن برای مقاصد درون سرزمینی را با ایران به امضا رساند و در ۲۷ اردیبهشت همان سال و در نخستین موعد تحویل، ۴ فروند هواپیمای خریداری شده را راهی مهرآباد کرد.
نهایتا ترامپ در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ و پس از تهدیدهای چندباره از برجام خارج شد و وزارت خزانهداری ایالات متحده نیز با لغو مجوز فروش هواپیما، به تمامی شرکتها ابلاغ کرد که تجارت با ایران میبایست تا نیمهی مرداد ۹۷ متوقف شود. اینگونه بود که حدود یک ماه پس از خروج یکجانبهی ترامپ از برجام، بوئینگ نیز رسما اعلام کرد که با بازگشت تحریمها نمیتواند به قراردادش با ایران عمل نماید. شرکت ایتیآر اما با پایبندی قابل توجه تا پیش از نیمهی مرداد و دقیقا در ۱۴ مرداد ۹۷، پنج هواپیمای دیگر از تعهداتاش را نیز به ایران تحویل داد تا مجموع ایتیآر های ایران ایر به سیزده فروند برسد و با احتساب ۳ فروند ایرباس، ۱۶ هواپیما به ناوگان ایران اضافه شده باشد.
قراردادهای امضا شده برای خرید ۲۰۰ فروند هواپیما صرفا محدود به ایران ایر بود و خطوط هوایی دیگر ایرانی نیز مستقلا به توافقاتی با ایرباس و بوئینگ رسیده بودند (قرارداد خرید ۶۰ هواپیما از بوئینگ توسط شرکت آسمان و تفاهمنامهی خرید ۷۳ ایرباس توسط ایران ایرتور و زاگرس) ولی حتی اگر تمام سفارشها را محدود به ایران ایر فرض کنیم، اضافه شدن ۲۰۰ هواپیمای نو، مدرن و ایمن میتوانست وضعیت حمل و نقل هوایی ایران را دگرگون کند آنچنان که بتواند در تراز رقبای منطقهای به شمار آورده شود و در زمرهی برترین و ایمنترین خطوط هوایی قرار بگیرد و برای توسعهی ایران، فرصت بیافریند اما خروج یکجانبهی ایالات متحده و بازگشت تحریمها، تلاشها برای خرید هواپیما را ناتمام گذاشت و مانع کامیابی بزرگترین کارزار تاریخ ایران برای نوسازی ناوگان هوایی ایران در دولت حسن روحانی شد. وقتی اجرایی شدن برجام میتوانست صرفا در چند ماه، ترافیک هوایی ایران را متأثر کند قطعا خطوط هوایی مدرن و ایمن ایران میتوانست آسمان ایران را بر اقتصاد جهانی گشودهتر کند.
![]() |